در واشد و یه جوجه،دوید و اومد تو کوچه…

photo by - maysam.pourghasemi photo by - maysam.pourghasemi 

 photo by - maysam.pourghasemi photo by - maysam.pourghasemi 

————————————-

….

در واشد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه
جیک جیک زنان، گردش کنان
اومد و اومد، پیش حسنی
-جوجه کوچولو، کوچول موچولو،
میای با من بازی کنی؟
….  

3 دیدگاه »

  1. سار 4591 گفت,

    آوریل 18, 2008 @ 10:39 ب.ظ

    حاجي نگفته بودي آتليه زدي از جوجه ها عكاسي مي‌كني؟؟؟؟
    حالا چه قدر گرفتي؟؟؟؟؟؟؟

  2. lnaz گفت,

    آوریل 19, 2008 @ 7:19 ق.ظ

    very cute & nice

  3. hassani گفت,

    می 21, 2008 @ 4:52 ق.ظ

    مادرش اومد قدقدقدا
    برو خونتون تو رو به خدا
    جوجه ی ريزه ميزه
    ببين چقد تميزه؟
    اما تو چی؟
    موی بلند٬ روی سياه٬
    ناخن دراز٬ واه واه واه!!!

    حسنی با چشم گريون
    پا شد و اومد تو ميدون:
    آی فلفلی! آی قلقلی!
    مياين با من بازی كنين؟
    نه كه نميايم
    چرا نمياين؟
    فلفلی گفت:
    من و داداشم
    و بابام و عموم
    هفته‌ای دو بار ميريم حموم
    اما تو چی؟
    قلقلی گفت:نگاش كنين
    موی بلند٬ روی سياه٬
    ناخن دراز٬ واه واه واه!!!
    حسنی دويد پيش باباش٬
    حسنی ميای بريم حموم؟
    ميام! ميام!
    سرتو ميخوای اصلاح كنی؟
    ميخوام! ميخوام!
    حسنی نگو يه دسته گل
    تر و تميز و تپل مپل

    الاغ و خروس٬ جوجه و غاز و ببعی٬
    با فلفلی٬ با قلقلی٬ با مرغ زرد كاكلی٬
    حلقه زدن دور حسن
    الاغه می گفت:
    اگه كاری نداری بريم الاغ سواری.
    خروسه می گفت:
    قوقولی قوقو قوقولی قوقو
    هر چی ميخوای فوری بگو.
    مرغه می‌گفت:
    حسنی! برو تو كوچه
    بازی بكن با جوجه.
    غازه می‌گفت:
    حسنی بيا با همديگه بريم شنا.
    توی ده شلمرود
    حسنی دیگه تنها نبود!

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید